تبليغاتX
ابــــرکاکیــا

خداحافظ

من و این وبلاگ .....

!! نوشته شده توسط Elook | 12:24 | جمعه هجدهم اسفند 1385 •

شطرنج

بعد از ده دست بازي شطرنج با خودش بالاخره تونست خودش رو شكست بده ...
!! نوشته شده توسط Elook | 13:3 | سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 •

حالت تهوع

از بس که دوستش داشت همیشه بعد از حرف زدن با او دچار حالت تهوع می شد ...
!! نوشته شده توسط Elook | 21:49 | شنبه دوازدهم اسفند 1385 •

قبل از valentine

مرد قبل از اينكه به اداره پست بره هوس كرد براي هزارمين بار نگاهي به

مجموعه كارت هاش بندازه ...

يكدفعه ياد نگاه متعجب كارمند پست افتاد كه سال قبل بش گفته بود :

" ببخشيد ...اين همه كارت اون هم به يه نشوني ..."

و قبل از اينكه سوالش تموم شه مرد بيرون رفته بود ...

از يادآوري اين خاطره لبخندي زد و خونه رو ترك كرد ...

!! نوشته شده توسط Elook | 12:27 | یکشنبه ششم اسفند 1385 •

او و من ...

دستش را  گرم فشرد ، دستانم سخت فسرد ...

تنگ به آغوشش كشيد ، غم به آغوشم خزيد ...

بوسه اي بر لبش نشاند ، تكه اي از لبم پريد ...

!! نوشته شده توسط Elook | 22:9 | چهارشنبه دوم اسفند 1385 •