تبليغاتX
ابــــرکاکیــا

!!!! ادبیات !!!!

گفت : شاملو ...هدایت...شاید نیما و خیلی دیگر از کله گنده های ادبیات ... ادبیات مدیون تریاک است شاید تصور تو از این قضیه افراطی است ... سالی یکی دوبار که چیزی را عوض نمی کند...

گفتم : اگر دوستم داری ... خواهش می کنم ...

گفت : مسائل را با هم قاطی نکن  ....

!! نوشته شده توسط Elook | 10:11 | شنبه نوزدهم خرداد 1386 •

تنهایی

گفت : فقط برای کسانیکه محتاجند این کار را انجام می دهم .

یک شب که بی خوابی به سر زده بود دلم هوای زنم را کرد ، با همه ترسم رفتم ... شنیده بودم مرده ها شب بیدارند ...

کنار تلی از خاک تازه چهارزانو نشسته بود ، شمعی کنارش روشن بود صدای صوت قرآن خواندنش تمام ترسم را فروریخت و به سمتش رفتم ....

گفت : از لحظه ای که برای شستن می آورنشان می فهمم کدامشان تنهاترند ...

!! نوشته شده توسط Elook | 9:36 | یکشنبه ششم خرداد 1386 •